تبليغاتX
بانو - حرف دل ما از زبان حافظ

حرف دل ما از زبان حافظ

 

بیــــا تا گل برافشانیــم و می در ساغـر اندازیم

فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم

اگر غم لشکر انگیزد که خون عاشقان ریزد

من و ساقی بدو تازیم و بنیادش براندازیم

شــراب ارغــوانی را گـلاب انـدر قدح ریزیــم

نسیم عطر گردان را شکر در مجمر اندازیم

چو در دست است رودی خوش، بزن مطرب سرودی خوش

که دست افشان غزل خوانیم و پاکوبان سر اندازیم

 

افسر سلطان گل پیدا شد از طرف چمن

مقدمش یا رب مبارک باد بر سرو و سمن

خوش بجای خویشتن بود این نشست خسروی

تا نشیــند هـر کسـی اکنــون بجای خویشـــتن

خاتم جم را بشارت ده به حسن خاتمت

کاسم اعظم کرد ازو کوتاه دست اهرمن

 

به هــــر نظر بـت ما جلوه می کند لیــــکن

کس این کرشمه نبیند که من همی نگرم

به خاک حافظ اگر یار بگذرد چون باد

ز شوق از دل آن تنگنا کفن بدرم

 

 

 

 

!! نوشته شده توسط بانو | 0:30 | شنبه 1388/03/16

RSS