تبليغاتX
بانو - اللهُ نور السماوات و الارض

اللهُ نور السماوات و الارض

 

یا قاضی الحاجات

 

و چون موسی با هفتاد نفر از بزرگان قومش که انتخاب شده بودند، وقت معین به وعده گاه آمد و خدا با وی سخن گفت(به تقاضای قوم خود) عرض کرد: خدایا خودت را به من آشکار بنما که(بی حجاب، جمالِ) تو را مشاهده کنم. خدا در پاسخ فرمود که مرا تا ابد نخواهی دید. ولیکن در کوه بنگر، اگر کوه(بدان صلابت) هنگام تجلی نور من به جای خود برقرار تواند ماند، تو نیز مرا خواهی دید. پس آنگاه که نور خدا بر کوه تابش کرد و کوه را متلاشی ساخت، موسی بیهوش افتاد. سپس که به هوش آمد، عرض کرد خدایا(از رؤیت و حس جسمانی) منزه و برتری(و من از اندیشه رؤیت تو) به درگاهت توبه کردم و(از قوم خود)اول کسی هستم که (به تو و تنزّه ذات پاک تو از هر آلایش جسمانی) ایمان آوردم.

ج9- س اعراف- آ 143

خدا نور (وجود بخش) آسمان ها و زمین است. داستان نورش به مشکواتی ماند که در آن چراغی روشن باشد و آن چراغ در میان شیشه ای که تلألوء آن گویی ستاره ای است درخشان و روشن از درخت مبارک زیتون که با آنکه شرقی و غربی نیست، شرق و غرب جهان بدان فروزان است و بدون آنکه آتشی زیت آن را برافروزد، خود به خود جهان را روشنی بخشد که پرتو آن نور حقیقت، بر روی نور معرفت قرار گرفته و خدا هر که را خواهد به نور خود( و اشراقات وحی خویش) هدایت کند و این مثل ها را خدا برای مردم(هوشمند) می زند(که به راه معرفتش هدایت یابند) و خدا به همه امور(غیب و شهود) عالم داناست.

ج18- س نور- آ 35

******************************

جناب مهندس سجاد پرسیدن: چرا وبلاگت رو دیر به دیر آپ می کنی؟!

گفتم حرفی ندارم برای گفتن.

ایشون فرمودن حرف برای گفتن زیاده(حرفشون رو 100% قبول دارم) و پیشنهاد دادن که آیه ای رو از قرآن بنویسم و هر چیزی که میتونم و می دونم راجع بهش توضیح بدم.

وقتی این دوتا آیه رو انتخاب کردم، دیدم اصلا نیاز به توضیح نداره و خودشون سرشار از توضیح هستن.

با تشکر از آقا سجاد به خاطر راهنماییشون.

!! نوشته شده توسط بانو | 22:5 | دوشنبه 1388/01/10

RSS