تبليغاتX
بانو

فجر

 

الـلـــــــــــــــــهـم صل علــــــــــــی محمــــد و آل محمــــــــد و عجل فرجهـــــــم

22 بهمن اومد

امسال عجب دهه ی فجری بودا !!!

رسانه های گروهی واقعا زحمت کشیدن و از دیماه شروع کردن راجع به اون روزا و با شخصیت هایی که اون موقع یه دستی داشتن تو این انقلاب صحبت کردن.

اینجا(تو خونه ی ما) یه بنده ی خدایی به تاریخ از نوع صدر اسلام، پادشاهان و انقلاب اسلامی علاقه ی زیادی داره و جدیدا کتاب کوروش کبیر رو داره مطالعه می کنه، تو این مدت که تلوزیون برنامه های مختلف داره و خاندان پهلوی رو معرفی می کنه، شب که میشه دیگه شروع میشه. شبکه 2، 1 و 3 و اگه جای دیگه هم باشه با ذوق و شوق میشینه نگاه می کنه و حسابی ابراز احساسات می کنه.ایشون از برنامه هزار فامیل که دیگه کل خانواده ی عیاش پهلوی رو شناسایی کرده. (الآنم داره برای ما یه چیزایی از اون زمان توضیح میده)

من هم نخواستم که از این برنامه ها بی بهره باشم و دوست داشتم بیشتر راجع به شاه و خانوادش، امام و دوستدارانش و ... بدونم، به خاطر همین چندتا از این برنامه ها رو نگاه کردم.

بعضی که چه عرض کنم همه ی این خاندان فقط ضرر بودن تو این مملکت و هیچ سودی نداشتن.

خدا رو شکر که مثل همیشه اسلام و مسلمونا پیروز شدن و این آدمای ... دیگه بیشتر از این ضرر نرسوندن.

گذشت اون روزگار تلخ تر از زهر

***

دیو بیرون رفت و فرشته اومد

یاد شهدای انقلاب گرامی

سالگرد پیروزی انقلاب بر همتون مبارک

-------------------------------------------------------

راهپیمایی هم تشریف ببرید تا این نابیناها که این همه آدم رو می بینن و میگن درخت هست که از بالا نشون می دن و شبیه به آدمه، ببینن که درخت نیست و واقعا آدمه.

 

 

!! نوشته شده توسط بانو | 1:30 | سه شنبه 1387/11/22

هر چه خدا بخواد

 

پیامبر اکرم (صلی الله و علیه و آله و سلم) :

در طلب دنیا معتدل باشید، زیرا به هر کس هر چه قسمت اوست می رسد.

 

 

!! نوشته شده توسط بانو | 21:40 | یکشنبه 1387/11/13

...؟

 

سینه مالامال درد است، ای دریغا مرحمی                 دل ز تنهایی به جان آمد، خدا را، همدمی

 

 

!! نوشته شده توسط بانو | 0:40 | جمعه 1387/11/11

حادثه ناگهانی

 

یکی از دوستان فرمودن:

روزنوشتش کن تا نظرمون بیادا

اومدم شب نوشت بنویسم که ناگهان

خواهر محترم در را گشودند و با یک عدد جارو برقی وارد اتاق شده و مشغول جارو کردن اتاق شدند و با فرود آوردن جارو بر سر کابل ها و دوشاخه ها همه ی نوشته های مرا بر باد دادند.

اینم شب نوشت ما. باید همون روز می نوشتم بلکی نوشته ها می موند.

گفتم برای ابراز وجود حالا یه چیزی بنویسم که یعنی منم هنوز زنده هستم.

دو روز منتظر باشی اینترنت مهیا بشه، بعد که رو اعصاب یه ملتی(آقا داداش) پیاده روی کردی و یه ملتی(آقا داداش و دوستشون) رو تو زحمت انداختی و اینترنت درست شد، میشینی با حالِ درست کلی چیز می نویسی، یه هویی میان همش رو جارو می کنن. آخ که چه حالی میده. حالِ اساسی!

خوب انشاالله یه روز دیگه بیشتر مزاحم اوقات شریفتون میشم.

همین که بساط ADSLمون راه افتاد، خودش کلی خوبه.

فکر نکنین من معتادما! نه! من تفننی استفاده می کنم.

اینجا یه دعا می کنم برای همه ی دوستان:

انشاالله که هیچ وقت مودمتون خراب نشه.

راستی دیشب و امروز اینجا خیلی بارون زیبایی اومد. خدا واقعا ما رو غافلگیر کردا ! همیشه هر وقت کنگان بارون میومد ما می گفتیم، مِی کنگونم بارون میا؟ 

این سری دیگه خیلی عجیب بود، آخه بوشهر که بوشهر بود بارون نیومد اما اینجا اومد!!!

فکر می کنم به خاطر وجود مبارک ما بوده که خداوند رحمت خود را بر این شهر نازل کرده است.

یادم میاد قدیما که زمستون خیلی اینجا می موندم بیشتر بارون میومد اما این دو ساله که زمستونا کمتر میام، بارونم کمتر میاد. نیست که اینجا گل کم پیدا میشه، آسمونش تا یه گل می بینه از خوشحالی همینجووووووور اشک شوق میریزه (به قول یکی از دوستام، من کمپانی اعتماد به نفسما)

یعنی قرار بود من زیاد مزاحم نشم

 

 

!! نوشته شده توسط بانو | 22:50 | سه شنبه 1387/11/01

RSS